تبليغاتX
شکستن شاخ غول خیالی

این جمله ای است که من در سال آینده بارها برای خودم تکرار خواهم کرد . گاهی این جمله واقعا نجات بخش است و می تواند شما را به مسیر اصلی بازگرداند و از حاشیه دور کند .

اگر به دنبال موفقیت در تحصیل هستید تا جایی که می توانید از حاشیه دوری کنید . البته داوطلبان کنکور کم تر به خاطر مسائل حاشیه ای دچار افت تحصیلی می شوند و این موارد بیش تر در بین دانشجویان دیده می شود . اما هر گاه صحنه ای آزار دهنده در ذهن شما از مسائل حاشیه ای شکل گرفت با خود بگویید آیا هدف من به عنوان یک انسان برتر و موفق همین است ؟

همین جمله کافی است . در اینجا من فقط به یکی از مواردی که ذهن داوطلب را بی جهت درگیر می کند می پردازم . امیدوارم خودتان بتوانید سایر موارد حاشیه ای را درک کنید .

لازم نیست که الزاما کسی شما را تایید کند . اگر خودتان به خودباوری برسید نه تنها به تایید دیگران نیازی ندارید بلکه اگر کسی سعی در تخریب روحیه ی شما داشت ( خواسته یا نا خواسته) نه تنها انگیزه ی شما کم نمی شود بلکه قوی تر هم خواهید شد.)

اما چگونه به خودباوری برسیم ؟

۲ عنصر حیاتی برای رسیدن به خودباوری نیاز است که از بقیه مهم تر است :

۱ ) ایمان به استعداد خود

اگر می خواهید به خودباوری برسید باید به نوعی خود را متقاعد کنید که با استعداد هستید . همیشه نشانه هایی برای اثبات استعداد شما وجود دارد. برای مثال خود من زمانی که برای اولین بار تراز آزمونم بالای ۷۰۰۰ شد و توانستم رتبه ی ۱۹ کشوری را کسب کنم اعتماد به نفس فوق العاده ای به دست آوردم . راه یافتن نشانه برای خودباوری تلاش است و بعد شما کم کم می توانید خود را روی غلتک خود باوری و موفقیت بیندازید .

۲ ) برنامه ای کارآمد که به نتیجه بخش بودن آن ایمان داشته باشید

زمانی که شما از هموار بودن مسیر موفقیت اطمینان خاطر داشته باشید آرامش و اعتماد به نفس فوق العاده ای کسب می کنید و آن چه باقی می ماند عمل به برنامه و استقات شما در مسیر است.

راه یافتن برنامه ی کارآمد آزمون و خطا است . خود من هر گاه از مقطعی وارد مقطع جدیدی می شوم به شدت افت می کنم . چون راه را درست نمی شناسم و با محیط اطرافم آشنا نیستم .اما کم کم اوج می گیرم و نتایج خیلی خوب و گه گاه خارق العاده ای می گیرم . اما یادتان باشد هیچ کس همیشه نمی تواند برنده باشد . گاهی باید شکست های تلخی بخورید تا قوی تر شوید . خود من بیش از آن که پیروز شده باشم شکست خورده ام ، اما وقتی پیروز می شوم از آن با تمام وجودم لذت می برم .

بزرگی می گفت :

من همانند زمین به دنبال هدفم هستم و تایید دیگران برایم مهم نیست . همان طور که اگر همه ی عالم گردش زمین را انکار کنند زمبن باز هم بدون وقفه خواهد چرخید . 

+ نوشته شده توسط آرمین در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 و ساعت 18:10 |

   

  آيا شما هم جزء افراد فراموشكار هستيد؟ آيا مي توانـيـد  نام عناصر درس شيمي را بياد آويد؟و يا اينكه تاريخ اولين  برخورد با همسرتان را بخاطر مي آوريد؟ مسلما خير. اين  بدليل آن است كه حافظه بصورتي انتخابي عمل ميكـنـد. 

     برخي از مسائل را بدليل اهميت بيشتر   آسان تـر از بـقـيـه به ذهن مي سپاريم. اما مغز قابليت بخـاطـر سپـردن هـر  موضوعي را داشته و فقط به كمي تمرين و ممارست نياز دارد.در ادامه مقاله با روشهاي بهبود حافظه آشنا خواهيد شد.

مسئله

     به جاي پرداختن و وارد شدن به مطالب پيچيده روانشناسي در زمينه حافظه كوتاه مدت و بلند مدت، بيايد فقط قرار بگذاريم ديگر مسائلي كه نبايد فراموش مـي كرديـم را از قـلـم نيندازيم.

     براي مثال هر كسي، شايد بجز معلم شيميتان، شما را به خاطر بياد نياوردن فرمول يك ماده خاص خواهد بخشيد. با اين حال ممكن است بخصوص هنگامي كه در تخت خواب خود مچاله شده ايد بدليل بخاطر نياوردن تلفن نامزد خود كلافه و پريشان شويد. در زير مواردي را كه بايد سعي در بذهن سپردن آنها نماييد، آورده شده است:

  • اسامي
  • شماره هاي تلفن
  • قيافه ها
  • كارها
  • قرارهاي ملاقات
  • تاريخهاي تولد
  • گفتگوها
  • حقايق ( يا اكاذيب )

     به ياد نياوردن موارد فوق عمدتا نتيجه مبذول نداشتن توجه كافي مي بـاشد. اگـر بـرايـتان مهم بود هيچگاه فراموش نمي كرديد. ( اين جمله اي است كه مـعمـولا نـامـزدم بـه مـن ميگويد ) دفعه بعد كمي بيشتر سعي و دقت كرده و ببينيد تا چه اندازه بيشتر موفق تـر خواهيد شد. همچنين مخشص كنيد كه كدام حافظه را دارا ميباشيد: بصري يا سمعي. وقت پاسخ اين سؤال معلوم گرديد در موقيتي بهتر براي بهبود حافظه خود قرار خواهـيـد گرفت.

راه حل

در اين قسمـت نـكاتـي مهم جهت بهبود مهارتهاي به ذهن سپردن مسائل خاطر نشان شده است.

فعال باشيد                                                                                       

     اين در مورد هر چيزي بايد اعمال شود، هنگاميكه در حال شنيدن، تفكر و مصالعه كـردن هستيد. سعي كنيد از مطالبي كه فرد ديگري به شما گفته، نكتـه برداري نـمـايـيـد. اگـر بيحال و غير فعال باشيد، مغزتان دچار كندي و تعلل خواهد گرديد و اگر بـراي فـعـال بـودن تلاش كنيد، ذهنتان آنچه كه در حال بين شدن است را ثبت نموده و راحت تر مي توانيد آرا بخاطر بسپاريد.

تمركز كنيد                                                                                                 

   به جزئيات دقت نماييد. در طول روز چيزهاي بسيار زيادي را مي شنويـم اما تنها آنهايي را بياد مي آوريم كه برايمان اهميت داشته اند.  مسائل مورد اهمـيت خـود را گـستـرش و بسط دهيد تا بيشتر بتوانيد آنها را به ذهن بسپاريد. يك روش خوب اين است كه همه چيز را حياتي فرض كنيد. وانمود كنـيـد كـه يـك كـارآگـاه جنـايـي هستيد و هر آنچه كه در پيرامون شما در حال اتفاق افتادن است، حائز اهميت مي باشد.

ايجاد پيوستگي نماييد                                                                                  

     بين آنچه كه ميخواهيد بياد بسپاريد و آنچه كـه قـبلا در ذهن داريد ارتباط به وجود آوريـد. اين ارتباط ميتواند يك رنگ، يك عدد يا يك كلمه هم قافـيـه بـاشـد. براي بـخـاطر داشـتن ليـستـي از چيزهاي مختلف، تصاويري كه هم قافيه با اعداد مي بـاشـنـد را بـراي خــود مجسم نماييد. براي مثال يك با "دك" هم قافيه است پس ميتوانيد در ذهن خود اولـيـن قلم ليست را با دك ضبط مجسم و مربوط كنيد. بهمين ترتيب بـراي عـدد دو كـه با "مـو"  (درخت انگور) هم قافيه است انجام دهيد. همچنين ميتوانيد از كلمات مخفف، و تركيب اسامي و يا متصل نمودن اول حروف كلمات ( مانند حروف ابجد ) استفاده كنيد.

تكرار نماييد                                                                                            

       روش تنبيه معلم مدرستان را بياد داريد؟ هرگاه فردي دچار خطايي مي شـد، مـجبورش ميگرد چندين و چند بار مطلبي را بنويسد. تكرار به ما براي به ذهن سپردن مـوضـوعـات كمك كرده و باعث حك شدن افكار در مغزمان ميگردد. هرگاه فردي را ملاقات مي كـنـيـد، شروع به تكرار اسم او ذهن خود نماييد. وقتي كسي شماره تلفنش را بشمـا ميـدهـد، چندين بار آنرا روي كاغذ نوشته و با صداي بلند تكرار كنيد. اگر مي خـواهـيـد مـطلبي را حفظ كنيد كافي است آنرا چندين بار روي تكه اي كاغذ بنويسيد.

اسامي را بهم ربط دهيد                                                                          

     وقتي با كسي كه با او قبلا آشنا شده ايد اما اكنون اسمـش را بياد نمي آوريـد، برخـورد ميكنيد، دچار آشفتگي و كلافگي مي شويـد. مشكل را مـي تـوانـيد با مرتبط نمودن آن اشخاص با كسي كـه بـه آنـهـا شباهت دارد و يا بـا واژه اي كه با يـكـي از خـصـوصـيــات شخصيتي آنها  نـزديـك است، حـل نمـاييد. با اسامي آنها بازي كنيد ( رضا خوش تيپ، شيرين عسل ) و يك تصوير خيالي از آنها در ذهن خود مجسم نماييـد. بـراي بيـاد آوردن اسم فردي مي تـوانـيد حروف الفبا را از ابتدا بازگو نموده تا اينكه به حرف ابتداي اسم او برسيد. احتما در اين هنگام كل اسم را بخاطر خواهيد آورد.

تصويري با مفهوم ايجاد كنيد                                                                    

     از هرآنچه كه ميخواهيد بخاطر بسپاريد، تصويري خيالي در ذهن ايجاد نماييد. موضوعي را در ذهن خود تصور نماييد تا بتوانيد همه چيز را بـصـورتي واضح مشاهده كنيد. سپس هنگاميكه چيزي را فراموش كرده ايد، اين تصوير را مجسم كنيد تا مـغـز شـمـا اطـلاعـات از دست رفته را بازيابي نمايد.

رهنمودهاي همه منظوره

عمل كردن به اين نكات باعث ميشود دهني خلاقتر نسبت به گذشته داشته باشيد.

از اطلاعات لذت ببريد                                                                              

       ما هميشه موضوعاتي را در خاطرمان نگاه ميداريم كه به آنها علاقمنـد هستـيـم. اگـر از رياضيات متنفر باشيد، حـفـظ كـردن فـرمـول ها و تـئوريهاي پيچيده برايتان بسيار سخت خواهد بود. اما اگر يك فرضيه رياضي را به صـورت كامـل مطـالـعـه نـمـوده و بـا مـصـائب و سختي هاي فردي كه آن فرضيه را مطرح و عمر خود را براي اثـبـات آن صـرف كـرده آشـنا شويد، به مـوضوع عـلاقمند شده و بـخـاط سپـردن آن بـي دردسر و آسان خواهد گرديد. همـيـن مـطلب در مـورد مـسائـل ديـگر نـيـز صادق است. دليلي وجود دارد كه بياد آوردن شماره تلفن رستوران مورد علاقه تان آسانتر است از شماره تلفن مطب دنـدان پزشـك شما است.

وقت بگذاريد                                                                                        

          حافظه بصـورت لحضه اي و آني عمل نميـكند. براي حضم و درك اطلاعات بايد وقت كافي صرف نماييد. البته بخاطر سپردن بـعضي چيزها سريعتر از بعضي ديگر انجام ميگيرد، اما هيچگاه خودتان را به دليـل كنـد بودن سرزنش نكنيد. وقتي سعي در حفـظ كردن چيزي داريد، سطح انرژي خود را بالا نگاه داشته و بصورتي مؤثر تمركز نماييد.

آرامش داشته باشيد                                                                                 

    فشار رواني براي برخي از افراد مفيد است اما اغلب ما وقتيـكه رها از تنشها ميباشيم، بهتر عمل مي كـنـيم. نفسي عميق كشـيده و آرامـش خـود را حفظ كنيد. تمدد اعصاب باعث بالا رفتن سطح آگاهي و قابليت بخاطر سپاري در شما مي گردد.

گزينشي عمل نماييد                                                               

      اين امكان وجود ندارد كه يك فرد همه مسائل پيرامون خود را به ذهن بسپارد. شما بايد انتخاب گر باشيد؛ آنچه را كه مايل به نگهداريش در حافظه هستيد بگزيـده و مـابـقـي را فراموش كنيد. مغز شما همانند يك كشوي فايل ميماند. بنابراين پرونده هاي غيرضروري را دور انداخته و فضا را براي نگهداري چيزهاي مهم تر آزاد بگذاريد.

به سلامتي خود اهميت دهيد                                                                 

       مغز بصورتي صميمانه به بدن متصل است. هر روز تمرين كنيد تا فشار خوني متــعادل و ششهايي سلامت داشته باشيد. از رژيم غذايي مناسب استفاده كنيد تا مواد غذايـي و ويتامينهاي مورد نياز بدنتان تامين گردند. خوردن مشروبات الكلي و استعمال دخانيات باعث كاهش خلاقيت ذهن ميشود.

 

حافظه برتر

     همگي اين نكات روشهايي براي تمركز و دقت نمودن بيشتر بـمسـائل پيرامون ميباشد. به آنچه كه ميـخواهيد بخاطر بسپاريد اهميت داده و در اين راه سعي و تلاشي حقيقي مبذول داريد.هرچقدر بيشتر مهارتهاي نوظهور خود را پروش داده و فعالتر باشيد، حافظه پوياتر و قوي تري خواهيد يافت.

منبع : سایت مردمان

+ نوشته شده توسط آرمین در شنبه ششم بهمن 1386 و ساعت 9:10 |

 

کی گفته کنکوری ها عید ندارن ؟

مگه اونا دل ندارن ؟

خیلی از مشاورهای کنکور به کنکوری ها میگن عید بهترین فرصت واسه جلو زدنه .

من میگم هم آره هم نه .

عید بهترین فرصت برای عقب افتادن هم هست .

عید بهترین فرصت واسه رفع خستگی و انرژی گرفتن واسه ۳ ماه آخر هم هست .

با این اوصاف خیلی از داوطلبا ول معطلند که آیا باید مثل خر بخونن یا مثل خرس بخورن و بخوابن ؟ !!!

من میگم نه به اون شوری شور نه به این بی نمکی .

توی تعطیلی های عید درس رو اصلا و به هیچ وجه من الوجود و به هیچ قیمتی کنار نذارین .

دیگه جور دیگه ای نمی تونستم تاکید کنم !!!

چون اگه درس رو کنار بذارین دیگه نمی تونین بعد از عید شروع خوبی داشته باشین و ممکنه درس خوندن براتون خیلی سخت شه .

اگه یه بدن ساز یه مدت تمرین نکنه هیکلش میریزه به هم . شما هم همین جورین . بنابراین درس رو کنار نذارین .

اما واسه خودتون یه برنامه ی تخیلی و فضایی نریزین . به نظر من توی ایام عید اگه روزی ۵ ساعت درس بخونین مناسبه . مگه این که بخواین اول شین تو کنکور یا به قول معروف بترکونین .

به نظر من اگه ۵ ساعت بخونین نه هیکلتون میریزه به هم !!!!!! نه خسته میشین . تازه حال و حول عیدتون هم سرجاشه . ( عیدی و مسافرت و ... )

راستی اگه مسافرت رفتین هم درس بخونین . نمی دونین درس خوندن تو هتل چه حالی میده .

من تا نزدیک کنکور دیگه چیزی برا نوشتن ندارم مگه این که شما سوالی داشته باشین .

به خدا سپردمتون.

عید و کنکور خوبی داشته باشین .

التماس دعا .

راستی. یکی از بهترین دوستای من مشکوک به سرطانه .

تو که آهسته می خوانی ندای گریه هایت را                  میان ربنای خیس دستانت دعایش کن

                                                                                                         

                                                                                                     سال خوبی داشته باشین

+ نوشته شده توسط آرمین در شنبه ششم بهمن 1386 و ساعت 9:10 |

چگونه به خواسته های واقعی خود برسیم

برای اینكه به خواسته های خود برسید ، باید ابتدا ببینید چه عواملی شما را از تلاش و كوشش در جهت رسیدن به هدف، باز می دارند. كارهایی هست كه تا آخرین لحظه از انجام آنها خودداری می كنیم.( مثلاٌ پرداخت مالیات). علتش آن است كه پرداخت مالیات، ممكن است بعداٌ حتی ما را دچار عواقب دردناكتری سازد.

اما همین كه 14 آوریل فرا می رسد تمام تردیدها و تعللها از میان می رود ، زیرا نظر ما درباره آنچه كه مایه رنج یا لذت است عوض می شود و متوجه می شویم كه انجام ندادن عمل بمراتب دردناكتر از انجام دادن آن است.

برای ایجاد تغییر در زندگی ، می توان از همین نكته استفاده كرد. در آینده بجای اینكه از خود بپرسید ( چگونه می توان از انجام این كار دردناك خودداری كرد؟ )بپرسید( اگر اكنون این كار را نكنم ، در آینده به چه قیمتی برایم تمام خواهد شد؟)

نیروی رنج، می تواند در خدمت شما باشد، به شرط اینكه از آن به صورت صحیح استفاده كنید.   

   

آیاما نیز صرفاٌ نوعی حیوان هستیم و همچون سگ معروف پاولف، در مقابل تنبیه یا پاداش، عكس العمل نشان می دهیم؟ البته چنین نیست. یكی از امتیازات بزرگ انسان بودن ، این است كه می توانیم خودمان تعیین كنیم كه از چه چیزی رنج یا لذت ببریم. به عنوان مثال، كسی كه دست به اعتصاب غذا می زند، رنجی جسمانی را تحمل می كند و حتی ممكن است از كار خود لذت ببرد، زیرا اعتقاد دارد كه با جلب توجه جهانیان به هدف ارزشمند خود، نتایج مثبتی به دست می آورد. همه ما دارای این حق انتخاب هستیم. رمز موفقیت این است كه یاد بگیریم تا از نیروهای رنج و لذت به نفع خود استفاده كنیم.آیا در زندگی شما چیزی وجود دارد كه نسبت به آن رنجی غیر ضروری احساس كنید؟ آیا در مقابل آن ، صرفاٌ واكنش نشان می دهید، یا از حق انتخاب خود استفاده می كنید؟ آیا می توانید مركز توجه خود را تغییر دهید و واقعه ظاهراٌ دردناكی را به فرصتی لذتبخش برای یادگیری، رشد، یا كمك به دیگران مبدل كنید. 

    

چیزهایی كه آنها را باعث رنج و یا مایه لذت می دانید، سرنوشت شما را شكل می دهند. برای خلاصی از رنج و كسب لذت، هركسی الگوی رفتاری خاصی را فرا گرفته و از آن استفاده می كند. بعضی ها به الكل ، مواد مخدر، و پر خوری پناه می برند و یا با دشنام و اهانت دیگران را می آزارند. بعضی دیگر از ورزش، یادگیری ، گفتگو، كمك به دیگران و یا ایجاد دگرگونیها كسب لذت می كنند.

الگوی رفتاری شما برای فرار از رنج و كسب لذت چیست؟

این الگوها تاكنون چه تاثیری بر نحوه زندگی شما گذاشته است؟ فهرستی از شیوه های مور استفاده خود تهیه كنید . هنگامی كه می خواهید از اوقات خود لذت بیشتری ببرید به تماشای تلویزیون می نشینید؟ سیگاری روشن می كنید؟ می خوابید؟ آیا راههای مثبت تری برای فرار از رنج و كسب لذت سراغ دارید؟    

در بیشتر مردم، ترس از زیان، قویتر از میل به جلب منفعت است. اغلب افراد برای حفظ چیزهایی كه دارند، بیشتر حاضر به تلاش هستند تا برای تحقق آرزوها و رویاهای خود .

دو حالت را در نظر بگیرید : حالت اول – در پنج سال گذشته یكصد هزار دلار اندوخته اید و می خواهید آنرا از دستبرد و آفت حفظ كنید. حالت دوم – طرحی در پیش رو دارید كه اگر آنرا اجرا كنید ، ظرف پنج سال آینده یكصد هزار دلار بدست می آورید. برای كدامیك از این دو هدف ، حاضرید بیشتر تلاش كنید؟    

وقتی در دیگران عظمتی را مشاهده می كنیم، غالباٌ تصور می كنیم كه آنها اصولاٌ خوشبخت هستند و استعداد یا موهبت خاصی به آنها عطا شده است . حقیقت، آن است كه این افراد، از نیروها ومنابع انسانی خود بهتر استفاده كرده اند، زیرا اگر تمام جوهر وجودی خود را ظاهر نمی كردند و همه توان خود را به كار نمی گرفتند ، دچار رنجی عظیم می شدند. به عنوان مثال ، زندگانی ایثارگرانه مادرتراز ناشی از این است كه وی رنجهای دیگران را رنجهای خود می داند و لذا به كمك هركس كه در گوشه ای از دنیا رنج ببرد می شتابد. بزرگترین لذت او در این است كه آلام و دردهای بشری را تخفیف دهد.

 

شما بیش ازهمه از چه چیزی رنج یا لذت می برید و این موضوع ، چه نقشی در زندگی امروزیتان داشته است

اغلب الگوهای ( خود اخلالی )ناشی از عواطف مختلط هستند و این عواطف ، مسلماٌ مانع لذت و موفقیت ما در زندگی می شوند.

 

مثلاٌ خیلی از مردم می گویند كه خواهان وپول بیشتر هستند. این افراد مسلماٌ دارای هوش و استعداد كافی هستند و می توانن راهی برای افزودن بر دارائیهای خود پیدا كنند . آنچه مانع اینافراد میشود، عواطف مختلط ، یا ( شرطی شدن) های مختلط است. این اشخاص ممكن است قبول داشته باشند كه پول فراوان، به معنی آزادی وامنیت بیشتر وقدرت كمك به افراد مورد علاقه است. لیكن در عین حال، فكر می كنند كه پول  (زیادی) موجب اسراف، ابتذال و تجاوز می شود.

 

اگر روزی متوجه شدید كه دارید دو قدم رو به جلو بر می دارید و یك قدم رو به عقب ، یقین بدانید كه به صورت مختلط ، شرطی شده اید؛ یعنی رسیدن به هدف را هم باعث رنج می دانید و هم مایه لذت.

آیا دچار عواطف مختلطی هستید كه بر زندگیتان اثر گذاشته باشد؟    

آیا در زندگی شما چیزی وجود دارد كه بخواهید آنرا بهتر بسازید ( مثل وضعیت مالی یا روابط با دیگران) ولی به نظر برسد كه عاملی شما را به عقب می كشاند و مانع اقدام می شود؟

پاسخ خود را روی یك صفحه كاغذ بنویسید و »گاه خطی عمودی در وسط آن صفحه رسم كنید. در ستون سمت راست، عواطف منفی و در ستون سمت چپ عواطف مثبتی را كه نسبت به آن دارید بنویسید.

آیا كفه سمت راست ،  به سمت چپ می چربد؟ آیا یك احساس منفی وجود دارد كه به تنهایی هم وزن تمام عواطف مثبت باشد؟ این تعادل یا عدم تعادل ، چه نقشی در موفقیتهای قبلی شما داشته است؟

در زیر نور درخشان آگاهانه ، غالباٌ عواطف منفی قدرت خود را از دست می دهند. آگاهی ، اولین قدم است.    

 گاهی انسان بر سر دو راهیهایی قرار می گیرد كه هر دو به رنج منتهی می شود . به عنوان مثال ، بعضیها در زندگی زناشویی خود احساس بدبختی می كنند . اما اگر از هم جدا شوند، تنها می شوند و بیشتر احساس بدبختی خواهند كرد.در نتیجه هیچ كاری نمی كنند ...و همچنان احساس بدبختی میكنند!

 

بجای اینكه احساس كنید در دام افتاده اید ، سعی كنید از نیروی رنج به سود خود استفاده كنید . ببینید در گذشته و حال، چه كشیده اید! رنج را با چنان شدتی احساس كنید كه شما را واداربه عمل سازد و سرانجام ناچار شویدكه فكری برای وضعیت خود بكنید. ما به این حالت، ( آستانه احساس) می گوئیم . به جای اینكه انفعالی داشته باشید و صبر كنید تا این حالت عاطفی اجتناب ناپذیر به سراغتان بیاید،چرا آگاهانه و فعالانه آنرا در خود ایجاد نمی كنید تا انگیزه ای قوی در شما بوجود آید وسعی كنی از همین امروز زندگی خود را بهتر سازید؟     

استفاده از نیروی اراده هرگز كاری صورت نمی دهد و یا لااقل در دراز مدت شیوه ای غیر موثر است . آیا تاكنون ، در زمینه ای – مثلاٌ در زمینه وضع جسمانی خود – به آستانه احساس رسیده اید؟ در چه مرحله ای دچار آن احساس شده اید ؟ شاید با استفاده از قدرت اراده و گرفتن رژیم غذایی، باخویشتن به مبارزه پرداخته باشید، اما البته هر نتیجه ای كه گرفته اید جنبه موقت داشته است ،زیرا محروم كردن خویشتن از غذا ، همیشه دردناك است و مغز شما هرگز اجازه نمی دهد در شرایطی كه راه دیگری وجود داشته باشد ، دائماٌ رنج را تحمل كنید .

 

پس چه باید كرد؟راه حل آن است كه بجای مبارزه با غرایز طبیعی ، حالت شرطی خود را نسبت به غذا عوض كنید، تا اینكه میل به غذا در شما كم شودوخوردن غذا دیگر لذتبخش نباشد، دائماٌ دردسرهایی را كه در اثر پرخوری كشیده اید به خود یادآوری كنید. پر خوری را رنج آور، و ورزش را امری لذتبخش تلقی كنید تا به طور خودكار، در مسیر صحیح بیفتید.   

 

یكی از تعریفهای موفقیت از نظر من این است: طوری زندگی كنید كه دائماٌ احساس لذت فراوان كنید و كمتر دچار رنج شوید، و با توجه به شرایط زندگیتان، كاری كنید كه اطرافیانتان نیز طعم خوشی و لذت را بیشتر بچشند تا مزه رنج و سختی . برای انجام این كار باید از رشد فكری برخوردار باشید و شوق كمك و خدمت در سر داشته باشید.

 

با توجه به این تعریف ، تاچه حد موفق هستید؟ برای اینكه امروز ، از زندگی خود لذت بیشتری ببرید و یا باعث شوید كه نزدیكانتان بیش از پیش از زندگانی خود بهره مند شوند، چه می توانید بكنید؟  

 

تعلل و عقب انداختن كارها، یكی از شایع ترین راههای فرار از رنج است. اما اگر كاری را به تاخیر بیندازید، معمولاٌ نتیجه اش این است كه بعداٌ به رنج و دردسر بزرگتری دچار  می شوید.

چه كارهایی را قبلاٌبه تعویق انداخته اید كه امروز باید به آنها رسیدگی كنید؟ صورتی از این كارها را تهیه كنید و آنگاه به پرسشهای زیر، پاسخ دهید.

 

1 – چرا تاكنون این كار را انجام نداده ام ؟ قبلاٌ چه رنجهایی را به انجام این كار ، نسبت داده ام ؟

2 – این الگوی منفی ، تاكنون چه سودی برایم داشته است ؟

3 – اگر اكنون این رفتار را تغییر ندهم در آینده به چه قیمتی برایم تمام خواهد شد و چه احساسی خواهم داشت؟

4 – اگر هر یك از این كارها را اكنون انجام دهم ، چه فواید و لذتهایی برایم در پی خواهد داشت؟    

شاید تاكنون برایتان اتفاق افتاده باشد كه پس از انجام كاری، با خود گفته اید ( چطور چنین اشتباه احمقانه ای را مرتكب شدم؟!) و یا برعكس ، كاری را انجام داده و سپس فكر كرده اید ( عجیب است! چگونه به انجام چنین كاری موفق شدم؟)

چه عاملی سبب می شود كه عملكردمان بد، و یا برعكس عالی باشد؟ این موضوع، ارتباط چندانی با توانائیمان ندارد، بلكه این حالت روحی و یا جسمی ما درهر لحظه است كه باعث می شود افكار، اعمال، احساسات و یا عملكردهایی از ما سر بزند. اگر راز دستیابی به حالات روحی و عاطفی نیرومند را دریابید، واقعاٌ می توانید دست به كارهای شگفت آوری بزنید. اگر در حالت صحیح روحی باشید،بدون اینكه ظاهراٌ كوششی به عمل آورید، افكار و نظرات تازه ای در ذهنتان جریان می یابد.

 

اگر همه روزه در شرایط بالای روحی و فكری بودید، چه كارهایی را می توانستید انجام دهید؟    

فرهنگ جامعه ، صورتی از چیزهای مطلوب را به همه ما فروخته است . به ما آموخته اند كه روزی ، پس از آنكه همه وقایع به شكل صحیحی اتفاق افتادند، سرانجام خوشبخت خواهیم شد. هنگامی كه همسر شایسته خود را یافتیم ...هنگامی كه بقدر كافی پول بدست آوردیم... هنگامی كه از نظرجسمی در سلامت كامل بودیم... هنگامی كه فرزندانی داشتیم...هنگامی كه بالاخره بازنشسته شدیم.

حقیقت آن است كه آنچه بدست می آوریم، احساس خوشی و رضایت را در ما به وجود نمی آورند،مگر آنكه یاد بگیریم كه حالت ذهنی خود را بسرعت عوض كنیم .از این گذشته ، شما این چیزها را برای چه می خواهید ؟ آیا غیر ازاین است كه به اعتقاد شما همسر دلخواه ،فرزند،پول و غیره سبب می شود كه احساس بهتری پیدا كنید ؟ اما سرانجام ، پس از آنكه به چیزهایی كه می خواهید ،رسیدید، چه كسی احساستان را بهتر می سازد؟ البته خودتان چنین می كنید.

 

پس چرامنتظرید ؟هم اكنون این كار را انجام دهید!  

   

آیا می دانید چگونه باید حال خود را بهتر سازید ؟ آیا امكان دارد كاری كنید كه هم اكنون احساس خوشبختی كامل، هیجان و شوروشوق كنید؟ مسلم است! كافی است كه مركزتوجه خود را تغییر دهید.

آیا بخاطر می آورید كه زمانی ، كار بزرگی انجام داده و خود را سرفراز و موفق احساس می كرده اید ؟ آن حالت را بطور روشن و زنده و با تمام جزئیات ، در نظر مجسم كنید ... صداهایی را كه شنیده اید به خاطر آورید... ضربان قلب خود را احساس كنید! مانند همان زمان نفس بكشید ، همانطور قیافه بگیرید، و بدن خود را مانند آن موقع به حركت در آورید . آیا، هیچ هیجانی در خود احساس نمی كنید؟ آیا ممكن است هروقت كه دلتان بخواهد همین احساس رادر خود ایجاد كنید؟ 

   

در زندگی ، برای درك و تجربه هر چیزی راههای گوناگونی هست . روح ما، مانند گیرنده ای است كه می تواند برنامه های شاد یاغم انگیز مختلفی را پخش كند . در هر لحظه، می توانیم دچار هر نوع احساسی كه مایلیم ، بشویم. كافی است كه كانال صحیح را بگیریم . این كار چگونه امكان پذیر است ؟ برای تغییر فوری روحیه ، دو راه وجود دارد. راه اول آن است كه ذهن خود را به چیزدیگری متوجه كنیم.

به یكی از درخشانترین لحظه های ز ندگی خود فكر كنید. با بخاطر آوردن آن چه احساسی پیدا می كنید؟ذهن خود را می توانید متوجه چه چیز هایی دیگری بكنید تا احساسی خوشایند و حالی خوب پیدا كنید؟

 

برای تغییر فوری حالت روحی ، راه دومی هم هست كه فردا به آن می پردازیم.    

 

تغییر مركز توجه ، فقط یكی از راههای تغییر روحیه است . راه سریعتر و مؤثرتری هم هست و آن استفاده از شیوه های جسمانی و یا به اصطلاح ، فیزیولوژیكی است. بیشتر مردم، هنگامی كه از روحیه خود ناراضی هستند و می خواهند حال بهتری پیدا كنند ، به الكفل، غذا، سیگار، خواب، یا مواد مخدر متوسل می شوند.بعضی ها هم راههای مثبت تر نظیر رقص، آواز، ورزش و یا عشقبازی را انتخاب می كنند.

هر یك از حالات روحی، با تغییرات جسمانی مشخصی همراه است. افراد افسرده چه قیافه ای دارند؟ شانه هاشان فرو افتاده وسرشان پائین است. بطور كم عمق نفس می كشند . عضلات چهره شان شل و قیافه شان بی تفاوت است . برعكس در مواقعی كه شاد و سر حال هستیم ، شانه هامان بالا است و حالت طبیعی دارد . سرمان را بالا نگه می داریم و بطور كامل نفس می كشیم . می توانیم آگاهانه این تغییرات رادر جسم خود به وجود آوریم و بلافاصله حالت روحی دلخواه را در خود ایجاد كنیم.     

بعضی ازكارهای بسیار ساده، ممكن است نتایج بسیار بزرگی داشته باشد. اگر می خواهید حالت سرگرم كننده ای در خود ایجاد كنید كه نتایج دور از انتظاری هم داشته باشد تمرین زیر را انجام دهید:

 

خود را مقید كنید كه در هفت روز آینده روزی پنج بار و هر بار روزی یك دقیقه در مقابل آینه قرار بگیرید و فقط نیش خود را گوش تا گوش به لبخند باز كنید. این كار، ممكن است در ابتدا كمی احمقانه به نظر برسد، اما وقتی روزی چند نوبت این عمل را تكراركنید، سلسله اعصابتان به طورمداوم تحریك می شود تا احساسی از شادمانی، بی خیالی، شوخی و سادگی را در شما ایجاد كند. مهمترآنكه خود را نسبت به ( حال خوب)داشتن شرطی می كنید و عادت شادمانی جسمی را در خود بوجود می آورید. پس هم اكنون یك دقیقه وقت صرف كنید و این كار را محض تفریح انجام دهید!    

 

سن شخص، چندان به گذشت زمان بستگی ندارد، بلكه بیشتر به طرز فكر و وضع جسمی او مربوط است. خیلیها هستند كه سالهای زیادی را پشت سر گذاشته اند ، اما هنوز شلنگ انداز راه می روند و افكارشان هم هنوز خشك و غیر قابل انعطاف نشده است.

به عنوان مثال، در روزهای بارانی وقتی اشخاص مسن به گودال پر از آبی می رسند، نه فقط آن را دور می زنند، بلكه در تمام آن مدت شكوه وشكایت می كنند و غر می زنند!

برعكس، كودكان ( وآنان كه هنوز دلشان جوان است ) به میان آب می پرند ، آب را به اطراف می پاشند و خوش می گذرانند .

(گودال)های زندگی را وسیله شادمانی قرار دهید. هنگام راه رفتن ، پاهاتان حالت فنری داشته باشد و لبخندرا فراموش نكنید . به خوشرویی، شیطنت و سر زندگی اهمیت بدهید. شما انسان زنده ای هستید!

 

 

برای احساس خوب داشتن، به هیچ علت و دلیلی نیاز نیست!    

 

برای اینكه زندگی پر مایه تری داشته باشیم ، بهترین راه، این است كه دامنه عواطف و احساسات خود را وسعت دهیم. در هفته ای كه گذشت ، دچار چند نوع عواطف و احساسات گوناگون شده اید؟ آنها را یادداشت كنید.

اكنون عواطفی را كه نوشته اید ، بررسی كنید. اگر تعداد آنها از 12 كمتر است، چند احساس دلپذیر را به آنها بیفزایید. بعضیها از میان هزاران احساسی كه می توانندداشته باشند، فقط چند مورد را تجربه كرده اند!

توجه داشته باشید كه فقط با تغییر مركز توجه و یا تغییر حالت جسمانی، می توانید قلمرو عواطف خود را گسترده تر كنید. یكی از عواطف مثبت ودلپذیر را بطور دلخواه انتخاب كنید. طوری بایستید ، حركت كنید، قیافه بگیرید و سخن بگوئید كه گویی دچار آن احساس هستید . از تغییری كه بلافاصله در روحیه واحساستان پیدا می شود لذت ببرید!      

 

شاید برایتان اتفاق افتاده باشد كه زمانی از خشم ، دیوانه شده و یا احساس درماندگی و گرفتاری كرده باشید و اكنون كه به گذشته خود می نگرید، از اینكه بخاطرچه چیزهایی از جا در رفته اید خنده تان بگیرد.همه ما این جمله قدیمی را از دیگران شنیده ایم كه ( یك روز، به یاد رفتار امروزت می افتی و خنده ات می گیرد ). یكی از استادان من به نام ریچارد بندلر یك بارگفت ( چرا صبر كنیم؟ چرا همین حالا خنده مان نگیرد؟)

این كار را همین امروز امتحان كنید . به چیزی بخندید كه قبلاٌ آنرا تحمل ناپذیر و عذاب آور می دانستید . آیا احساس نمی كنید كه اوضاع برایتان قابل تحملتر شده است ؟  

   

همسر شما قرار است تاكنون به منزل برگشته باشد؛ اما دیر كرده است . چه فكری می كنید؟ نتیجه می گیرید كه به وقت شناسی اهمیت نمی دهد ؟ نگران می شوید و فكر می كنید كه در بین راه، تصادف كرده است ؟ یا تصور می كنید كه بین راه توقف كرده است تا برایتان هدیه ای بخرد؟

احساسات ما بستگی به این دارد كه فكرمان رامتوجه چه چیزی بكنیم . و نوع احساسمان به شدت بر عملها و عكس العملهای ما اثر می گذارد . بجای اینكه فوراٌ نتیجه گیری كنید،

همه اطراف و جوانب را بسنجید و حالات ممكن را در نظر بگیرید . آنگاه توجهتان رابه حالتی جلب كنید كه شما و اطرافیانتان را نیرومندتر سازد.    

برای درك نیروی تمركز و توجه ، بهترین مثالی كه می توان ذكر كرد ، مسابقات اتومبیلرانی سرعت است . وقتی اتومبیل شما منحرف می شود و به سوی دیواره می رود، عكس العمل طبیعی معمولاٌ این است كه خواستان را به دیواره جمع می كنید تا باآن برخورد نكنید . اما اگر توجهمان را به چیزی جلب كنیم كه از آن وحشت داریم ، بطور قطع همان بلائی از آن می ترسیم ، به سرمان می آید .مسابقه دهندگان حرفه ای می دانند كه به هر طرف توجه كنند ، اتومبیل بطور نا خواسته به همان طرف منحرف می شود. به این جهت این رانندگان كه دائماٌ جانشان در خطر است سعی می كنند به محض مواجه شدن با این خطر،بجای نگاه كردن به دیواره ، به جاده اصلی توجه كنند .

 

در زندگی نیز بیشترمردم بجای چاره اندیشی ، به بلاهایی فكر می كنند كه نمی خواهند به سرشان بیاید. اگر با ترسهای خود مبارزه كنید ، ایمان و توكل داشته باشید و نیروی تمركز خود راتحت انضباط در آورید، اعمالتان بطور طبیعی شما رابه مسیر صحیح هدایت خواهد كرد. اكنون ترس را رها كنید و به چیزهایی توجه نمائید كه واقعاٌ طالب آن هستید ولیاقت آنرا دارید.  

   

حركت ، شور می آفریند. اگر یك روز دلتان نخواست كه به پیاده روی یا دوآهسته بپردازید، چه مانعی دارد كه برای نرمش صبحگاهی و جست وخیز، از منزل خارج شوید ؟ این حركات ، اثر نیرومندی بر تغییر روحیه دارد، زیرا:

 

1 – نرمش و جست وخیز ، ورزشی عالی است.

2 – فشاری كه بر بدن وارد می كند ، كمتراز فشاری است كه در هنگام دویدن بر بدن وارد می شود.

3 – در هنگام جست وخیز، نمی توانید از لبخند خودداری كنید.

4 – رانندگان اتومبیلها نیز با دیدن شما لبخند می زنند و سرگرم می شوند.    

    مؤثرترین اه كنترل نیروی تمركز، استفاده از پرسش است. هر سؤالی كه از خود بكنید، مغز پاسخی برای آن پیدا می كند. به عنوان مثال، اگر بپرسید ( چرا فلانی از من سوء استفاده می كند؟)بی اختیار ذهنتان متوجه مواردی می شود كه آن شخص ، سرتان را كلاه گذاشته است، خواه اصلاٌ این موضوع حقیقت داشته یا نداشته باشد. اما اگر بپرسید ( چگونه می توانم این مشكل را رفع كنم ؟ ( بدون تردید به پاسخهایی می رسید كه نتیجه اش برداشتن قدمهای مثبت است.     

پرسش صحیح ، داری نیرویی است كه نمونه آن را می توان در شرح حال یك كودك كتك خورده یافت . این كودك كه در یك نزاع دبستانی ، از كودك بزرگتر از خود كتك خورده بود ، به منظور انتقام، تفنگی به چنگ آورد و به تعقیب آن كودك قلدر پرداخت .

اما درست در لحظه ای كه میخواست ماشه را بكشد به خودآمد و از خود پرسید ( اگر ماشه را بكشم چه اتفاق می افتد؟) ناگهان تصویری از زندان و بلاهایی كه ممكن است بر سرش بیاورند در نظرش مجسم شد . لوله تفنگ رابه طرف درختی گرفت و به آن شلیك كرد.

این پسر بوجكسون بود . یك انحراف توجه، یك تصمیم سنجیده و ناشی از مقایسه رنج و لذت ، باعث شد پسری با آینده ای نا معلوم ، به یكی از بزرگترین قهرمانان ورزشی مبدل شود.

امروز، چه پرسشهای زندگی سازی می توانید از خود بكنید؟    

آیا كسی تاكنون به شما گفته اتكه ( آینده تان درخشان است؟) از شنیدن این گفته چه احساسی پیدا كردید؟ اگر می گفتید كه آینده تان تاریك است چطور؟ممكن است به شما بگویند ( نظرات شما به گوش خوش می آید) و یا ( طرح ما فریاد می زند كه باید اصلاح شود ). ممكن است درباره كسی گفته باشید( از دیدنش چندشم می شود.) و یا ( رفتارش واقعاٌ سرد است. )

هر دسته از این كلمات، تاثیری متفاوت بر روی افراد دارد. كسانی كه معمولاٌ از آینده روشن یا تاریك ، سخن می گویند، از تعبیرات بصری استفاده می كنند. بعضی ها به علائم شنیداری حساسترند،( به گوش خوش می آید. فریاد می زند) و بعضی هم برای بیان مقصود از كلماتی استفاده می كنند كه به حس لامسه مربوط است( چندشم می شود. واقعاٌ سرد است.)

توجه شما معمولاٌ به كدامیك از این سه حس ، بیشتر است؟     

بعضیها برای بهبود حالت روحی خود به سیگار، الكل، پرخوری، سوء استفاده از كارتهای اعتباری و یا راههای منفی دیگر پناه می برند . آیا راههای سالمتری هم برای ایجاد روحیه وجود دارد؟ چند دقیقه در این باره فكر كنید.

1 – برای اینكه رنجها را از خود دور كنید و احساسات لذتبخشی را جایگزین آنها سازید چه شیوه های مثبتی را می دانید؟ آنها را روی كاغذ بیاورید.

2 – راههای تازهای راكه قبلاٌ از آنها استفاده نكرده ای و به نظرتان مؤثر می آیند به آنها اضافه كنید. دست كم 15 شیوه را برای رفع دلتنگی ذكر كنید و چه بهتر كه تعداد آنها را به 25 و یابیشتر برسانید . این تمرینی است كه می توانید آنرا بارها تكرار كنید تا سرانجام صدها راه سالم برای تغییر روحیه كشف نمائید.      

هنگامی كه در بزرگراه رنج و دلتنگی ، به مقصد شادی و لذت سفر می كنید، به كشف راههای گوناگون و مثبتی بپردازید كه مناظر اطراف را دلپذیر سازد. بعضی از این راهها را آزمایش كنید:

آهنگهای مورد علاقه خود را زمزمه كنید ... به مطالعه چیزی بپردازید كه مطالبش را بتوانید بكار بندید... به تماشای یك فیلم كمدی و یا برنامه شاد تلویزیونی بپردازید و بخندید... چند طول استخر را شنا كنید ... از صرف غذا با افراد خانواده، یا یكی از دوستان لذت ببرید... مدتی در وان آب گرم، استراحت كنید... به خلق چند نظریه تازه بپردازید... با فرد تازه ای آشنا شوید... لطیفه های بی مزه ای برای دوستان خود تعریف كنید و بدانید كه باز هم شما را دوست خواهند داشت... با همسر خود ، گرم و صمیمانه گفتگو كنید .

هم اكنون یكی از راههای بالا را انتخاب و امتحان كنید! 

+ نوشته شده توسط آرمین در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 و ساعت 1:7 |

     دوران کم انگیزگی داوطلبان کنکور کم کم داره نزدیک میشه . این دوران رو اگه با موفقیت پشت سر بگذارید میتونید به موفقیت های چشم گیری برسید . علتش هم اینه که خیلی از داوطلب های سخت کوش تو این دوران دچار افت میشن و حتی درس خوندن رو کنار می گذارن .

     واسه همین فکر کردم چند تا کتاب الهام بخش بهتون معرفی کنم تا با خوندنشون یه انرژی تازه بگیرین . وقتی که من سوم دبیرستان بودم یکی از همین کتابها من رو متحول کرد و از یکی از شاگردهای متوسط مدرسه تبدیل شدم به یکی از بهترین داوطلب های کنکور در شهر کرمان .

    لازم نیست که تمام کلمات این کتاب ها  رو بخونین . هر جا رو که براتون جالب بود مطالعه کنین . انشاالله کمکتون کنن .

یادداشت های یک دوست . ( آنتونی رابینز )

به سوی کامیابی . (آنتونی رابینز )    در ۳ جلد

سنگفرش هر خیابان از طلاست ( کیم وو چونگ )

کیمیاگر (پائولو کوئیلو)   یک رمان جالب و پر رمز و راز که باید برای خودتون تفسیرش کنین و البته قبلش با دقت بخونینش .

درمان با عرفان ( وین دایر )  من خودم الان دارم میخونمش.

هفت صفت مردمان موثر ( استفان کاوی )

هفت عادت نوجوانان موفق ( شون کاوی )

همه چیز با خدا ممکن است ( مجتبی حورایی)

راز (راندا برن)

     الان چیز دیگه ای به ذهنم نمیرسه . شما هم اگه کتابی میشناسین حتما تو بخش نظرات معرفی کنین . ممنون میشم . شاید به درد من هم بخوره .

    سعی میکنم کم کم قسمت هایی از هر کدوم از این کتاب ها رو بیارم رو وبلاگ .

    پر انرژی و پر تلاش باشید

التماس دعا

 

+ نوشته شده توسط آرمین در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 و ساعت 0:52 |
با سلام راههایی که بیان کردید میتونن راههای خوبی باشن برای رفع خستگی، اما خستگی جسمی. خستگی روحی واقعا ادم رو عذاب میده. وقتی ندونی چرا ، وقتی ندونی چطور رفعش کنی .

صبا 

سلام.

پاسخ به این سوال یه کم مشکله . چون آدم ها با هم فرق دارن . روحیاتشون . علایقشون .

البته راه رفع کردن خستگی جسمی خوردن و خوابیدنه . کاری که ورزشکارا می کنن . البته علمی تر . به نظر من درس خوندن خستگی جسمی شدیدی نمیاره که آدم رو اذیت کنه . نهایتا روی کتاب خواب می رین . مشکل اصلی همون خستگی روحی و فکری است که هرکس برای حل اون باید به نوعی خودشناسی درباره ی علایق ، روحیات ، دلبستگی های شخصی و هر چیزی که می تونه اون رو آروم کنه و بهش انگیزه بده برسه . واسه همین من نمی تونم مستقیما به این سوال جواب بدم و دوست دارم خودتون کشفش کنین .

البته می تونم راهنماییتون کنم . شاید یه مشاور خوب و حرفه ای بتونه خیلی کمکتون کنه . اما مطمئن نیستم اون هم بتونه لقمه ی جویده توی دهنتون بگذاره . خودتون باید راه رو پیدا کنین .

این رو هم بگم که مطمئن باشین راه های زیادی وجود داره و امیدوار باشین که به قول آنتونی رابینز بتونین غول درونی خودتون رو بیدار کنین .

من آدرس ایشون رو میدم . منتها ایشون دیر به دیر وقت میدن .

نام : خانم ابراهیمی

مکان :کرمان ـ مرکز مشاوره ی دانش آموزی . واقع در خیابان زریسف ( امیدوارم املاش درست باشه ) کوچه ی مجاور هنرستان گیو . مرکز مشاوره توی یکی از مدرسه ها است . اسم مدرسه رو یادم نمیاد . فقط یادمه که آخرای کوچه سمت چپ بود .

تلفن : از ۱۱۸ بگیرین . (بگین مرکز مشاوره ی دانش آموزی واقع در خیابان زریسف رو      می خوام .)

تلفنی وقت بگیرین راحت ترین .

وقتی که وقت گرفتین یه جایی یادداشت کنین و سعی کنین یادتون نره . چون احتمالا برای یک ماه بعد وقت میدن . من خودم یادمه وقت میگرفتم و یادم می رفت که برم .

موفق باشین

 

+ نوشته شده توسط آرمین در شنبه یکم دی 1386 و ساعت 10:31 |
سلام .

می خوام شما رو با یه نویسنده ی جدید آشنا کنم .

نام : حامد

رشته ی تحصیلی : دانشجوی پزشکی دانشگاه شیراز

رتبه : ۲۱۹

کنیه : کینگ

نسبت : هم کلاسی دوران دبیرستان

آی کیو : در حد پلانکتون ( یه کم از اینشتین بالاتر )

 امیدوارم کمکتون کنه . البته تحت کنترل خودمه و نمی گذارم پاشو از گلیمش درازتر کنه .

البته حامد یکی از بهترین دوستای منه .

 

+ نوشته شده توسط آرمین در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 و ساعت 12:44 |

با سلام
کاش بیشتر در مورد انگیزه داشتن ایجاد محرک برای درس خوندن و امید بیشتر صحبت کنید
با سپاس فراوان از نوشته هاتون .

صبا      

انگیزه  ، انگیزه ، انگیزه ... .

یک کلمه ی تکراری اما مهم و بسیار پیچیده .

بعضی از داوطلبان  فقط زمانی درس می خوانند که انگیزه دارند و از درس خواندن لذت        می برند . این بار من جواب را نمی دهم . دوست دارم خودتان به جواب برسید .

چند سوال :

 اگر انگیزه نداشته باشید و بدون لذت همیشگی درس بخوانید ( به سختی ) چیزی یاد نمی گیرید و به نتیجه نمی رسید ؟

آیا درس خواندن بدون انگیزه ثابت و همیشگی است و پس از مدتی کوتاه دوباره آن انگیزه به شما بر نمی گردد ؟

اگر تمرکزتان پایین بود هیچ چیز یاد نمی گیرید و بهتر است دست به هیچ کاری نزنید ؟

وقتی درس خواندن خود را بی جهت ( از ترس سختی درس یا نفرت !! از درس ) عقب        می اندازید چه احساسی به شما دست می دهد ؟

بهتر نیست گاهی به خود برسید ؟

بهتر نیست وقتی که حال درس خواندن ندارید دست به چند کار خاص بزنید و کاملا از فکر درس و کنکور بیرون بیایید ؟

نظرتان درباره ی یک پرده ی بزرگ که شما را چند ساعت مات و مبهوت خود می کند و از هر فکری بیرون می آورد چیست ؟

نظرتان درباره ی یک تن آرامی لذت بخش به همراه یک موسیقی خوب بعد از آن که برای چند ساعتی کاملا از فکر کنکور و درس بیرون آمدید چیست ؟

نظرتان درباره ی غوطه خوردن بر روی آب در حالی که چشمانتان را بسته اید و به آرزوهایتان می اندیشید چیست ؟

نظرتان درباره ی تخیل هدایت شده و کمی هیجان چیست ؟

منتظر نظراتتان هستم .

 پر انگیزه و پر تلاش باشید

 

+ نوشته شده توسط آرمین در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 و ساعت 12:24 |

شاید تکراری باشد و شاید هم تازه . اگر تکراری است امیدوارم تلنگری باشد پرامید و اگر تازه امیدوارم از خواندنش به هیجان بیایی .

تخیل هدایت شده متودی است تازه متولد شده و در عین حال بسیار قدیمی . تعجب نکنید . در گذشته هر کسی ، از این نیروی عظیم درونی خبر نداشت و تنها عده ای خاص از آن ( به صورت ناخود آگاه ) بهره می جستند . 

 به گذشته برگردید و به انسان ۵۰۰ سال قبل بگویید در آینده    جعبه ای اختراع می شود که به طور هم زمان رخدادی را در آن سوی جهان می توان در آن دید . هر خانواده در خانه اش یک جام جهان نما خواهد داشت . یا بگویید پرنده ای فلزی اختراع خواهد شد که ۲۰۰ نفر را سوار می کند و در عرض چند ساعت به هزاران کیلومتر آن طرف تر می برد . یا انسان به ماه        می رود . به انسان ۵۰۰ سال قبل بگویید می توان با فشار دادن یک تکمه میلیون ها نفر را کشت یا با یک غول فلزی به زیر دریا رفت . چه کسی این ها را باور می کند . چه قدر احتمال دارد که مضحکه شوید ؟

روزی انسان هایی آمدند و این به ظاهر توهمات را به واقعیت بدل کردند . چگونه ؟

ما همه ی این دستگاه های جادویی را در کنار خود داریم و از کنار آن ها به راحتی می گذریم. بدون آن که بدانیم چگونه کار می کند یا حتی نام مخترع آن را بدانیم . همین مانیتوری که هم اکنون به آن خیره شده اید . آیا در نوع خود منحصر به فرد نیست ؟ فکر می کنید اگر آن را با ماشین زمان به قرون وسطی ببرید ، انسان های آن زمان چه واکنشی نشان می دهند ؟ شما یک جادوگر خواهید بود یا یک پیامبر الهی ؟

لازم نیست شما دست به چنین جادوهایی بزنید و چنین اختراعاتی را ثبت کنید . فقط کافی است با دیدی منطقی آن چه در توان شما است ، آن چه آرزوی شما است و آن چه امکان دارد را تصور کنید ، از تصورش به هیجان بیایید و دست به عمل بزنید . اگر واقعا می شد چه می کردید ؟

لازم نیست تصور کنید که نفر اول کنکور شده اید . لازم نیست خود را در المپیاد جهانی ببینید . فقط کافی است تصور کنید در دانشگاه و رشته ی مورد علاقه ی خود قبول شده اید و از درس خواندن لذت می برید . تصور کنید ثروتمند هستید و به یتیمان کمک می کنید . تصور کنید همسری دارید مهربان که برایتان جان می دهد و شما هم او را با تمام وجود دوست دارید ، تصور کنید فرزندی دارید صالح ، موفق و مهربان که دست نوازش بر سرش می کشید ، لبخند دوستی را تصور کنید که به او کمک کرده اید و او به وجود دوستی مانند شما افتخار می کند .

خیلی ساده است . تخیل هدایت شده این نسیت که خود را در حالی که خورشید را گاز می زنید ببینید .

ساده تر بگویم : ذهن بین تصورات و تصاویر حقیقی تفاوت قایل نمی شود . بارها من صحنه ای را دیده ام که مدت ها قبل آن را تصور کرده بودم . احساس من همان احساس بود . تصور   لحظه ی ورود به دانشگاه با خود آن هیچ فرقی ندارد . همان احساس و همان لبخند مغرورانه .

برخی از داوطلبان خود را در دانشگاه نمی بینند . این گروه باید مراقب باشند . موفقیت فقط و فقط با تلاش جسمی حاصل نمی شود . بلکه باید تلاش ذهنی هم داشت . برخی افراد هرچه تلاش می کنند کم تر نتیجه می گیرند . علتش این است که موفقیت را می طلبند اما آن را باور ندارند و تصورش برایشان عجیب است .

یک مثال : آنتونی رابینز زمانی که برای یکی از تیم های حرفه ای بسکتبال ایالات متحده کار       می کرد دست به یک آزمایش جالب زد .

او بسکتبالیست ها را به ۳ گروه هم تراز تقسیم کرد :

۱) گروهی که فقط تلاش جسمی می کردند . (توپ را در حلقه می انداختند . )

۲)گروهی که هم تلاش جسمی و هم تلا ش ذهنی می کردند . ( قبل از تمرین صحنه ای را تصور می کردند که توپ را در حلقه می اندازند . )

۳ ) گروهی که خوردند و خوابیدند .( تلاش ذهنی یا همان دل را صابون زدن . )

گروه سوم که تکلیفش معلوم است . افت کردند .

اما فکر می کنید از بین دو گروه باقی مانده کدام یک بیش تر پیشرفت کردند ؟

گروه ۲ تقریبا ۳ برابر گروه ۱ رشد کرده بودند .

آرزوهای خود را روی کاغذ بیاورید و آن ها را تخیل کنید . به ذهن خود جهت دهید و آن را از بیهودگی ها خالی کنید .

یکی از آرزوهای من : صحنه ای را تصور می کنم که در یکی از ورزشگاه های جام جهانی نشسته ام و بازی تیم ملی ایران را در برابر یک تیم بزرگ تماشا می کنم . آیا این آرزو محال است ؟ آیا دست نیافتنی است ؟

صحنه ای را تصور کنید که روی دیوار چین قدم می زنید و بعدها برایش اقدام کنید . آیا این یک آرزوی احمقانه است . سفر دور دنیا در ۸۰ روز احمقانه بود ؟ اولش آری اما ...  .

یکی از صحنه های عجیبی که من در دوران کنکور تصور می کردم کار کردن روی جسد بود . راستش را بخواهید هم اکنون هر هفته به سالن تشریح می روم و وقتی آن تصورات را با وضعیت کنونی خود مقایسه می کنم ، خنده ام می گیرد .

خیلی ساده است . فقط باید تخیلی قوی داشته باشید و بتوانید به شکلی منطقی آن را هدایت کنید و بعد دست به عمل بزنید .

چگونه تخیل کنیم ؟

متود خاصی دارد . معمولا همراه با آن تن آرامی انجام می شود و اگر خیلی خوش ذوق باشید هم زمان می توانید به یکی موسیقی مناسب هم گوش دهید . یا شمع روشن کنید !!

خیلی آرام روی تخت دراز بکشید یا به صندلی لم دهید . چشم هایتان را ببندید .تمام عضلات بدنتان را شل کنید . آرام و راحت . احساس کنید از نیروی جاذبه ی زمین رها شده اید .

احساس کنید یک انرژی مثبت ، قوی و خوش آیند کم کم تمام بدنتان را فرا می گیرد . بعد آن صحنه ی دلخواه خود را تصور کنید . مراقب  باشید که ذهنتان منحرف نشود یا خواب نروید .

یک نکته ی مهم : در تلاش ذهنی افراط نکنید . ذهنتان را خسته می کند . زمان خاصی برایش در نظر بگیرید . بعد از تلاش ذهنی حتما دست به عمل بزنید و آرزوهای ذهنیتان را در جهان واقعی و نظام کاینات ظاهر کنید .

امیدوارم جادوگر خوبی شوید .

موفق و سربلند باشید

+ نوشته شده توسط آرمین در شنبه بیست و چهارم آذر 1386 و ساعت 14:53 |

سلام.

 

این هفته حال مطلب نوشتن نداشتم . ( با اجازه ! )

 

واسه همین تصمیم گرفتم به ۳ تا از نظرات جواب بدم :

۱) من فکر می کنم شما بی خیالید :

البته . نمی تونم کتمان کنم که بی خیالم . چون یکی از رموز موفقیت در کنکور بی خیالی است که البته رابطه ی مستقیمی با اعتماد به نفس و خودباوری شما دارد .  گاهی اوقات بی خیالی تمرکز شما را بیش تر می کند .

بی خیالی نباید با تنبلی اشتباه گرفته شود . شاید بهتر باشد که به توکل اشاره کنم . کسی که توکل می کند هدف را فراموش می کند و آن را به خدا می سپارد و خودش به دنبال وظیفه اش        می رود و کاری به نتیجه ندارد . چیزی که به این شخص آرامش می دهد عمل به وظیفه اش است .

 

۲) کجا می توانم سوالات درسی را مطرح کنم :

البته این وبلاگ بیش تر در جهت تقویت انگیزه و مشاوره ی داوطلبان ایجاد شده است اما خوشحال می شوم در حد توانم به سوالات درسی شما عزیزان پاسخ دهم .

سوالات درسیتان را در بخش نظرات مطرح کنید .

 

۳ ) شما در نظر دادن ادای من را در آورده اید :

من تا قبل از این اصلا وبلاگ شما را ندیده بودم  و اصلا حوصله و وقت وبلاگ خواندن را ندارم . حالا اگر تقلیدی شده عمدی صورت نگرفته است .

 

 

التماس دعا 

+ نوشته شده توسط آرمین در شنبه دهم آذر 1386 و ساعت 12:57 |
> دنیای کدهای جاوا اسکریپت ***java4ir.blogfa.com***

ALI MOHAJER

***java4ir.blogfa.com*** دنیای کدهای جاوا اسکریپت ***java4ir.blogfa.com***>

<***java4ir.blogfa.com***